آقای ملک زاده


مطالب برتر

    File engine/modules/3news.php not found.

تبلیغات

نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 11-05-1396, 17:47 | بازدیدها: 4370

 


موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 2
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 29-04-1396, 20:04 | بازدیدها: 5793


باغ سحرآمیز مستند اقدام و عمل

همدان- ایرنا- از کودکی با طبیعت خو گرفتم و عشق به طبیعت را از پدرم به ارث بردم، با آب دادن به گیاهان، غذا دادن به حیوانات و بازی در دشت های سبز و خرم، انس و دوستی با طبیعت را فرا گرفتم و در 6 سالگی همه درختان را می شناختم.

این ها بخش نخستین حرف های 'پرویز ملک زاده' باغبان نابغه همدانی است که با ابتکارات شگفت انگیز خود در 'باغ جادو'توجه رسانه ها را به خود جلب کرده و سالیان متمادی، در راه ادای دین به طبیعت و تحقیق و پژوهش بر روی گیاهان موی سپید کرده است.
برای مصاحبه با این باغبان خوش ذوق که رسانه ها از او با عناوینی چون نابغه باغبانی، آقای محصولات ارگانیک و کیمیاگر همدانی یاد کرده اند از سربالایی ها و شیب تند دامنه های سنگلاخی الوند گذشتیم تا به باغی رسیدیم که در سر درب آن این عبارت تامل برانگیز خودنمایی می کرد 'این باغ چند صباحی امانت ملک است' گویی این عبارت از فکر و ایده های ژرف و عمیقی حکایت می کرد که در پس چرایی احداث این باغ نهفته است.
 
موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 1
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 1-04-1396, 23:14 | بازدیدها: 4458

گزارشی از باغ جادو و پرورش درختان پایه کوتاه همسطح خاک در کنار بوته توت فرنگی 

 


 

موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 24-12-1395, 00:16 | بازدیدها: 5095
تو اگر بهار را صدا کنی می آید حتی اگر دلش جامانده باشد میان برفها ...

 

ای خجستگی زمان !
ای شکوه لحظه ها !
سراغت را از گنجشکها گرفتم و گفتند که می آیی.
حالت را از پنجره پرسیدم و پاسخ داد که بر می گردی .
در کنار گلدان یادت کردم و غنچه ها شکفتند .
در آینه ، جست وجویت کردم و تمام قد ،لبخند زد .
در باغ ، صدایت زدم و درختها تعظیم کردند .
این تکاپوها به عظمت تحولی دوباره است که هر سال ، برف را با گل پیوند می دهد. 
این شوقها در پاسخ مهرورزی های مهربانی است همه را بی خویش می سازد . 
 
موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 1
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 10-11-1395, 23:34 | بازدیدها: 5195

بال پرواز

این مطلب را تقدیم می کنم به آتشنشانان فدارکاری که برچهره شان اگررد سیاهی ازدود باقی، اما قلبشان از نور الهی روشن است
خداوند طبیعت را مظهر مهربانی ورحمت خود ، مهربانترین گوهره هستی آفرید .مهربانی همچون باغی پر از گل است که رایحه ی دل انگیزشان هوش را از سر می پراند، درختان سر به فلک کشیده اش نا خواسته هر زبانی را به ستایش آفریننده اش می گشاید. گیاهان همچون مخملی سبز سر تاسر خاک را فرش کرده اند آنگونه که هر رهگذری می خواهد همانند پروانه های رنگارنگ به پرواز در آید تا این همه زیبایی را نیالاید.
طبیعت رازهای زندگی را دلش نهفته وبه روشنی در اختیار ما نهاده اگربه آسمان نگاه کنی پر از ابرهایی است که همیشه لطیف وآرام در آسمان هستند ،اما برای عطش خاک ، برای لبخند گل ها با تمام وجود می گریند، ذرات خاک که به هم می پیوندند تا بذری جوانه بزند، به مورچه ها بنگرید که برای نجات مورچه ای  روی سنگی در وسط رود زنجیره تشکیل می دهند پرستو ها را ببین که باهم کوچ می کنند ،زنبورها که دسته جمعی خانه میسازند
اما در وجود همه انسانها نور الهی دمیده شده کافی است به همدیگر نگاه کنید. دوستان خود را بنگرید. این همه صداقت در چشمان دوستانتان موج می زند. این رایحه ی دل انگیز پاکی و ایمان را استشمام کنید. به روبرویتان، به بنگرید. این همه فدا کاری و زحمت با اندک چشمداشت شما را به یاد چه می اندازد؟ اینکه پاداشش احساس خوبی است که  امروز دارد
 این عظمت شما را به یاد درختان سر به فلک کشیده که بار می دهند سایه می دهند زیبایی میدهند ودر مقابل طوفان بلایا سینه سپر کرده اند نمیاندازد؟
به کسانی که دلشان می تپد برای همدردی و کمک که اینها در مکتب دوست عشق آموخته اند وهمواره به پای عشقشان سوخته اند  بنگرید با دلی مانند آبشار پاک وبا سخاوت، اری این زبان حال افرادی است که پاکی شان به سبزی مخمل گیاهان باغ است  
 

 

موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 16-09-1395, 00:10 | بازدیدها: 5619

به مناسبت روزجهانی خاک 

   

به خاك روح دوباره بخشيم
هنگامي خاك خواهد مردكه سايه درختان برزمين نماند وموسيقي رودخانه در بستر رود به گوش نرسد ،آبي در جريان نباشد وريشه هاي گياهان براي يافتن آب نااميد شوند خاك آن هنگام خواهد مرد كه پاي انسان سينه اش را بفشارد وقامت جوانه هاي وحشي را بشكند ،دلش را بشكافد وگنجينه هاي نهانش را خارج كندعصاره وجودش را برگيرد و زباله را به صورتش پرتاب كند زماني خاك خواهد مردكه بجاي آغوش گرفتن ريشه درختان بايد زباله هاي دفن شده را تحمل كند.

.............

بايد به خاك روح دوباره بخشيد تا دشت ها سبز شوند درختان شكوفا شوند دانه ها از يك هزار شوند دردل هردانه شوق شكفتن است حتي اگر شده از زير سنگ هم راه مي گشايد زيرا شيره خورشيد در رگش جريان دارد وتا شكوفا نشود آرام نمي گيرد . بياييددرك كنيم رازهاي پنهان خاك را  واين خاك خوب راپاس بداريم .ذره ذره اين خاك ارزشمند است براي نشاندن يك درخت هيچوقت ديرنيست
پرويز ملك زاده محقق علوم باغي وگياهي

موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 5-09-1395, 01:06 | بازدیدها: 5889

   

چرا آسمان با ما قهر کرده
چرا آسمان با ما قهر کرده ؟ چرا دیگر از سر مهر به ما نمی نگرد؟ چقدرچشمهایمان برای بارش قطره های باران منتظر ماند. دیگر صدای کلاغها هم آسمان را بیدار نمی کرد٬ درگذشته دستهایی که به آسمان می رفت وبرای بارش برف وباران دعا می کرد بی پاسخ نمی ماند
اما دیگر صدای خواهش دوستداران طبیعت هم به گوش آسمان نمی رسد ٬ما که بجای کاشت درختان هراز چندگاهی درختانی را نیز که سالها بر پهنه این زمین سایه افکنده اند قطع می کنیم وبه جای آن آپارتمان وبرج می سازیم وبدون این بیندیشیم  که روزی همین درختان به ما نفس هدیه می دادند فرصت زندگی را از آنها می گیریم ٬......
موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 24-01-1395, 01:06 | بازدیدها: 6997

موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 6-03-1394, 05:04 | بازدیدها: 7248
درخت را موجود زنده پنداريم
سالها تلاش كردم كه هموطنانم بپذيرند وصادقانه قبول كنند كه درخت موجود زنده اي است وچون در مقابل سرما، گرما،باد، باران، طوفان واكنش نشان مي دهد ونياز به آب وهوا وغذا دارددليل محكمي است بر اينكه بايد با او مانند يك موجود زنده رفتار كرد وبا شرح مختصري كه ذكر خواهم كرد دلايل كافي بر اين عرايضم خواهم آورد
1-    به وسيله موسيقي مي توان حضور زنده وتپنده گياهان را دريافت كه انشاء ا... در هفته آينده باذكر جزييات آن به صورت يك شماره مفصلا به استحضار خوانندگان خواهد رسيد
2-    كمتر باغداري سعي وكوشش نمود كه دريابد چرا وقتي درختي را دراسفند ماه در باغ از مكاني به مكان ديگر ويا از شهري به شهر ديگر منتقل مي كنند آن در خت در سال بعد ميوه نمي دهد
موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 3
نویسنده: parvizmalekzadeh | تاریخ: 6-03-1394, 04:57 | بازدیدها: 6678
    باهزاران چشمه شهر اطلسی ها چه کردیم
زماني نه چندان دور آن زمان كه بيشتر با طبيعت دوست بوديم وخوبي هايش را قدر مي دانستيم وهرچه مي خواستيم از طبيعت مي خواستيم وآن نيز با آغوش باز تمامي نيازهايمان را برآورده مي ساخت چشمه هاي بسياري از دل خاك مي جوشيدند، به شوق سيراب كردن درختي،به شوق آب خوردن پرنده اي، به شوق وضو كرده اي بنده اي براي ستايش خدايش، به شوق شستن سيبي در دست كودكي، به شوق نگاه مادري كه دستانش را پرآب مي كند تا فرزندش بنوشد، به عشق نشستن پرنده اي كه از راه دور آمده ،به شوق كشاورزي كه كوزه اش را پرآب وتا شامگاه تشنگي اش را به در كند.

موضوع: دل نوشته ها
نظرات: 0